به سلامتی اینا - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:50
*به سلامتی لرزش دست های پیر پدر*کمپوت باز کردیم بخوریم ، به مامانم میگم : مامان فکرکنم مزش عوض شده ...میگه : آره .... میگم : بریزمش دور ؟میگه : نه بزار تو یخچال بابات میاد میخوره !!!!به سلامتی همه باباها.... *به سلامتی مادر...که وقتی غذا سر سفره کم بیاد اولین کسی که از اون غذا دوس نداره مادره... *مي...
چند جمله عارفانه - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:50
من براي سال ها مينويسم ......سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند.......افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود......هميشه يكي بود يكي نبود پادشاه قلبم , با تو من خوشبخت ترین پرنسس روی زمینم....اما بی تو همون سیندرلای کفش کتونی می مونم بارون نميشم که نگي با چه منتي خودشو به شيشه مي کوبه تا نيم نگاهي بيندازم ...
عید مبارکککککککککککککککک - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:50
عید مبارک ساقیا آمدن عید مبارک بادتوان مواعید که کردی مرواد از یادتدر شگفتم که در این مدت ایام فراقبرگرفتی ز حریفان دل و دل میدادتبرسان بندگی دختر رز گو به درآی که دم و همت ما کرد ز بند آزادتشادی مجلسیان در قدم و مقدم توست جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادتشکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافتبوستان س...
عیدتون مبارککککککک - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:50
سلاماومدم وبلاگ تکونیاز سال جدید اگر خدا عمر بهم بده میخوام دوباره متولد بشم وبزرگ بشم و فقط وفقط به درس وخونواده و کارام برسم پس پیشاپیش عیدتون مبارک سال جدید فقط ۵ شنبه وجمعه در خدمت وبم بقیه ایام هفته در خدمت خانواده ودرس هستم برام دعا کنید کنکور قبول شم وتو این مدت نیام ببینم کسی نظر نداده هاااا...
اما قول دادم به قلبم و خدا، دیگه دل ندم به عشق آدما - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:50
ممنونم از دوست عزیزم که این شعر برام فرستادان لحظه که چشمانم در تب و تاب دیدن تو بهاری میشوندنمیدانم چگونه جواب باران اشکهایشان را بدهم اما تو...تو که همه وجودم در لحظه لحظه تفکر به تو خلاصه میشودآیا هیچ اندیشیده ای عاشقی تنها و دل خستهدر انتظار دیدن نگاه پر مهر توست؟تمام رویاهایم روزی به حقیقت خواه...
اين شعر م تقديم ميكنم به اونايي كه به هر دليلي دلمو شكوندن - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:50
داشتم به آهنگ گوش می کردم دیدم جالبه ... هر کی می آد و دو سه روزی مهمون دلمونه و بعد میره دوباره من می مونم و تنهائی و بازم تکرار و تکرار و تکرار حالا تا کی نمی دونم ولی هر چی باشه از زندگیم خیلی راضیم ولی آینده .........یه رفیق بودی و صدتا دردسر بودی و اما... از تو هیچوقت نبریدم ، تورو از خودم می د...
تقدیم به اوکه خودش میداند - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:50
نه ! من هیچ چیز و هیچ کسی را دیگر در این زمانه دوست ندارم انگار این زمانه چشم ندارد من و تو را یک روز خوشحال و بی ملال ببیند زیرا هر چیزی و هر کسی را که دوست تر بداری حتی اگر یک نخ سیگار یا زهر مار باشد از تو دریغ می کند پس من با همه وجودم خودم را زدم به مُردن تا روزگار دیگر..... طعم ِ تلخ ِ انتظار ...
حلالت نميكنم نامرد - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:49
اوني كه بجاي من ميري كامنت ميذاري،اميدوارم خيروخوشي اززندگيت نبيني.ديگه نيستمسال نوتون مباركخداحافظ واسه هميشه....
خوابمـ ميآد - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:49
استادمدارمنطقيم گيرداده كه بايد1 فرموپركنيم وعكسمونوبه همراه اون فرمهبراش بفرستيم واگراين كارونكنيم 1 نمره ازنمرمون كم ميكنه.هرچي دنبال عكسام گشتمنبود.به باباگفتم بيابريم عكس بندازيم.گفت واسه چي وگفتم قضيه چيه.رگ غيرتش زدهبيرون كه واسه چي بايدعكس بفرستي براي استادت؟منم گفتم:استادمون مجرده،ميخوادببين...
كاشـ - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:49
يكي نيس بگه آخه رواني بدبخت توكه ت.خ.م شماره گذاشتن نداري چراپس شماره ميذاري؟؟؟؟والابه قرآن.وقتي شماره ميذاري يعنيپاي حرفت وايسادي ديگه اين بچه بازياچيه مهندس 2 هزاري؟؟؟معلوم نيس بچه ي كدوم پشتكوهي هستي كه داري انقدرجلزولزميكني.آي بچه هاسوu200dژه گرفتم درحدتيم ملي.اينپسردزفولي خل وچل ميدوني چي گفت ب...
سلامـ آخر - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:49
من عاشق اين وبم بودموهستم.جوري كه نوشتن تووبم وحرفزدن ازروزمره گيام شده بودبزرگترين دغدغه ي زندگيم.اينجاجايي بودكه بانوشتن حرفدلم سيل عظيمي ازدلتنگيام به مددكامنتاي شمادوستان كم ميشدوآرامش ازدست رفتموبهدست مياوردم.هميشه فكرميكردم تاآخرعمرم نوشتن تواين وبموادامه ميدم اماخبازاونجايي كه مشكلات وتنهاييا...
يكـ روزخاصـ واسهـ خانوادهـ يـ پدريمـ - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:49
فردا1 روزخاصه،هم واسه ميتراهم واسه زنعموحميدوهم واسه عمه فاطمهوشوهرش.بعداز3 سال انتظاردارن ميرن خونه ي خدا.ياداون روزي افتادم كه من ميخواستمبرم وباراولي بودكه هواپيماسوارميشدم.1 هفته قبل ازپروازهمش خواب سقوطهواپيماميديدم.روزرفتن همه خونمون بودن.از زن دايي هاي خودم گرفته تازندايي هايمامانم.خيلي سعي م...
اليـ يـ هميشهـ لجبآز - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:49
اين فراموشكاريم داره ديوونم ميكنه.جديداًيادم ميره وسايلموكجاميذارموازديشب هم كه يادم رفته كابل اينترنت لب تابموكجاگذاشتم.ازمن كندذهن ترم وجودداره يعني؟؟؟؟؟ديروزخعلي دلم گرفته بود،اين روزاهم كه كافيه يكي بهم بگه بالاي چشمت ابروئه كه اشكم دربياد.ديشب شب آخري بودكه بايدحساب دفترباباريخته ميشدوكابل نتمم...
الیـ وتصمیمـ جدیدشـ - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:49
چندشب پیش به این فکرافتادم که بیام بجای ازدواج 1 حرکت مفیددرراستای IT مملکت بکنم.حرکته چی باشه روهنوزتصمیم نگرفتم.به باباهم گفتم اون50 تومنی که میخوای بدی واسه جهیزیه روبده بهم برم شرکت بزنم.به نظرتون با50 تومن میشه شرکت زد؟؟؟باباکه درظاهرکلی استقبال کرد،فقط خداکنه عین قضیه ی بلاروس رفتنم بامبول درن...
صندلیـ ازنوعـ دآغـ - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:49
ازبیکاری زیادبرآن شدم که صندلی داغی برپاکنم تاهم دوستان کنجکاوبه سوالاشون پاسخ داده بشه وهم آنکه من متوجه شم باچه قشری ازملت سروکاردارم وچه دسته ازافرادخواننده ی وبم هستن.هرکی سوال داره بی رودربایستی بپرسه،جوابازیرسوالات داده میشه.
پنجشنبهـ یـ منـ - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:49
اول ازهمه 1 چیزی بگم واون اینکه من عاشق ریتم "ملودی" هستم.خیلی جینگوله وبه آدم انرژی میده؛شایدشمااینجوری نباشیدولی من هروقت بخوام کار خونه روانجام بدم ملودی روگوش میدم واونوقت دیگه....دوم ازهمه این دوستایی که میان ومیگن وبت توپ بودوخیلی باحالی ومن آپمم و.....بایدخدومتشون عرض کنم که من به این وبا عمر...
گوشیم گمشد - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:49
وای بچه هاگوشیموگم کردم.یعنی الان دستم بودا اومدم وسایلموجمع کنم که دیدم گوشیم نیس.کل خونه رو زیرو روکردم اماگیرش نیوردم.اه لعنتی،آخه الان وقت گم شدن بود؟؟؟؟دعاکنیدزودی پیداش کنم؛خیرسرم 2 ساعت دیگه هم بایدبرم دانشگاه.گریم گرفته خدایی.بچه هایی که شمارمودارن فعلاً اس ندن چون ممکنه زودترازمن یکی دیگه گ...
<no title> - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:49
دیگه زمان زیادی نمونده باید خیلی چیزا رو بذاری کنارواسه آیندهخدایا بازم کمکم کن
این روزا.... - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:49
این روزا یه حس عجیبهبه یه آرزوم رسیدمحس خوبیهاماهمش دوس دارم یه حس جدید یا یه خوشحالیه زیاد شایدم یه گریه از ته دلاونجوری که انتظار داشتم پیش نرفتمدوس داشتم برم یه جا که این آدمایی که ازشون بدم میاد نباشنیه جا که همه دوسم داشته باشننمیدونمخدایا کمکم کن
<no title> - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:49
خدایا واقعا شکرتتاحالا نشده بود که یهو از دیدن اینکه دعام داره استجابت میشه از خوشحالی اشک تو چشام جم بشهخدایا شکرت