خرید بک لینک

من عاشق اين وبم بودموهستم.جوري كه نوشتن تووبم وحرفزدن ازروزمره گيام شده بودبزرگترين دغدغه ي زندگيم.اينجاجايي بودكه بانوشتن حرفدلم سيل عظيمي ازدلتنگيام به مددكامنتاي شمادوستان كم ميشدوآرامش ازدست رفتموبهدست مياوردم.هميشه فكرميكردم تاآخرعمرم نوشتن تواين وبموادامه ميدم اماخبازاونجايي كه مشكلات وتنهايياي خودم كم نيس،بااين حال آدماي بي سرپايي كه حيفه اسمآدميتوبذاريم روشون باكامنتاي پي درپيشون بيشترباعث اين ميشدن كه رواعصابم راهبروند.دليلم ازننوشتن اين نيس كه كم آوردم؛نه.اعصاب وروانم بيشترازايناارزش دارهكه بخاطركامنتاي الافي مثل پسردزفولي خودموناراحت كنمواعصابموخورد.پسردزفولي جانحالابروهرغلطي ميخواي بكن،فقط 1 مسئله اي واون اينكه شيطون گولم زدوبهچندتاازدوستام كه درسرتاسرنقاط ايران درس ميخونن زنگ زدموازشون خواستم كه شماره ي جنابعاليرو روي دروديواراي دانشگاهشون،خصوصاً توالت هاي دخترونه بنويسن تااينجوري يادبگيريكه"هركي باالهام درافتاد ورافتاد"ويادت بمونه هيچ دختري روتهديدي نكني.

سپاس وتشكروقدرداني فراوان ازتك تكدوستام كه تواين مدت همه ي نوشته هاموخوندن وباخوندن غمبادنامه هام ناراحتوباخوندن شادبادنامه هام شادشدن.خصوصاً:آريانا،مريم سوتي وطاهره وآرتا ووحيدوباربدوآقامسعودونگارين جون وشبنم عزيزم كه تازه باهاشآشناشدم.بخاطرتمام بدي هام حلالم كنيد.سال91 تون هم خيلي مبارك.موقع سال تحويل واسمخيلي دعاكنيد،هم من،هم مامانم،هم دوستم فريور.شادباشيد

پ.ن.1:بوديموكسي پاس نميداشت كههستيم؟؟؟

باشدكه نباشيموبدانندكه بوديم؟؟؟؟؟؟

برچسب: نویسنده: عشق تاريخ: 12 / 1 / 1391 ساعت: 21:49

صفحه بندی