دنیای این روزای من
-
تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:58
این روزها نه مجال برای دلتنگی دارم و نه حوصله اش را، با این حال گاه گاهی دلم هوای تو را می کند....!!!!دوتا قطره اشک روی شیشه حیرون یکی گریه ی من ، یکی مال بارون
با قلبی شکسته بازم ممنون از خوب بودنت
-
تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:55
ممنون از ایکه خوبی ممنون از این که هر حرفی هم که زده میشه بازم پیشم موندیتقدیم به خودت به خود مهربونت
عید امسال
-
تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:55
سلام. اولش شرمنده دلم گرفته حرفام بوی غم داره عید امسال ۴-۳ روز اولش که بی برو برگرد عالی بود هر روز دیدمش اما ادامش خیلی بد بود با حرفایی که پیش اومد و کارایی که شد. امروز رو که اصلا نگو حاضر بودم فقط بمیرم از خود ظهر تا الان اشک از گوشه چشمم خشک نشد. این روزا عده ای یه جوری زیرآبی میرن که دلت میخو...
صبح و نشاط
-
تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:55
واقعآ هم که چه با نشاط بخصوص 1 لحظش در حد چند ثانیه ( خداییش خودشم که منو میبینه انگاری جن دیده سرعتش چند برابر میشه)در کل روز خوبی بود چون تو درش بودی و دیدمت (:
<no title>
-
تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:55
گاهی نفس به تیزی شمشیر می شوداز هرچه زندگیست دلت سیر می شودگویی به خواب بود جوانیمان گذشتگاهی چه زود فرصتمان دیر می شودکاری ندارم آنکه کجایی چه می کنیبی عشق سر مکن که دلت پیر می شود( همین الان اس ام اس داد من که اول ترمی همش بیرونم وقت نمیکنم بیام اینترنت سلام ما رو هم برسون)سلامت باشی عزییییییییییی...
امروز صدای قشنگتو شنیدم کلی شارژمممممممممممممممممممم
-
تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:55
وقتی برای از تو گفتن واژه ها کم می آورند، وقتی دیگر گنگ و گیج و مبهوت... پی توصیفی از توام، زیبا . . . کوتاه . . . عاشقانه : ܓ✿دوست دارمتܓ✿
<no title>
-
تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:55
نه کم...نه زیاد...پای عشق که وسط می آید...انگار تو دغدغه ای می شویکه انتهایت را نمی شود چشید!برای خاطر چشم هایمانکه نمک گیرمهر شده اند...دوستت می دارم!سپندار مذگان مبارک گل من
کاش میشد یک لحظه دوری هم نباشه
-
تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:55
سلام. اومدم با روحیه بالااااااااااااااااااا دیروز و پریروز بعد این همه مدت دوباره دیدمش. هربار که نگاش میکردم صدای قلبمو که به سرعت میزد و حس میکردم. لحظات خوبی بود هرچند اندک. ( جواب سلامم که اصلا ندااااااد). خدا کنه این مدتی که هست بیشتر بتونم ببینمش.
دوستت دارم
-
تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:55
دوستت دارمهدیه ایست که هر قلبی فهم گرفتنش را ندارد !قیمتی داردکه هر کسی توان پرداختنش را ندارد !!جمله کوتاهی استاما هر کسی "لیاقت" شنیدنش را ندارد ..دوستت دارم
نگاه متفاوت
-
تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:55
سلااااااااام. امروز یه روز خووووووب انقد خوب که دلم نیومد بزارم واسه فردا از راه رسیدم گفتم بنویسمش. امروز دیدمش بعد اوووووووووووووووووووووووووووووووووو چه مدتی !!!! دلم لک زده بود واسه یه نگاه دیدنش. قبلا تو این یک سال که گذشت میدیدمش مثل قبل چه بسی بیشتر دوسش داشتم اما احساس میکردم ازم دوره خیلی د...
خود خود خودش
-
تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:55
حدسم درست از آب دراومد اولین نفر خود خود خودش بود مرسییییییییییییی عزیزمپیامش که اومد انگار دنیا رو بهم دادن یه پیام تبریک از طرف بهترین هدیه ای که خدا بهم داده
<no title>
-
تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:55
بهروز جان همیشه در قلبمی
-
تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:55
من در عجبم از مرام این مردم پست این طایفه ی زنده کش مرده پرست تا هست به ذلت بکشندش به جفا تا رفت به عزت ببرندش سر دست آه میترسم شبی رسوا شومبدتر از رسواییم تنها شوم آه ازآن تیر و از آن روی و کمندپیش رویم خنده پشتم پوزخندتا زنده بود قدرش را نمیدانستیمتا مرد حسرتش را خوردیمبه یاد تازه گذشتهرفیق خوبم ب...
لالایی آرام بخش
-
تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:55
زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت. این بگو مگوها همچنان ادامه داشت تا اینکه روزی پیر مرد فکری به سرش زد و برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل کرد...
<no title>
-
تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:55
جدايي درد بي درمان عشق استجدايي حرف بي پايان عشق استجدايي قصه هاي تلخ داردجدايي ناله هاي سخت داردجدايي شاه بي پايان عشق استجدايي راز بي پايان عشق استجدايي گريه وفرياد داردجدايي مرگ دارد درد داردخدايا دور کن درد جداييکه بيزارم دگر از اشنايي
<no title>
-
تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:55
غیر دل چیزی ندارم ، که بدونم لایق تودلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودمبا تموم بی پناهی ، به تو تکیه داده بودمهر بلایی سرم اومد ، همه زجری که کشیدمهمه رو به جون خریدم ،ولی از تو نبریدمهر جا بودم با تو بودم ، هر جارفتم تو رو دیدمتو سبک شدن ،تو رویا ، همه جا به تو رسیدماگه احساسمو کشتی ، اگه از یاد ...
<no title>
-
تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:55
ميروم تا در ميخانه كمي مست كنمجرعه بالا بزنم آنچه نبايست كنمانقدر مست كه اندوه جهانم بروداستكان روي لبم باشدو جانم برود برود هر كه دلش خواست شكايت بكندشهر بايد به من الكلي عادت بكند من پذیرفتم که عشق افسانه استاین دل درد آشنا دیوانه استمیروم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم میروم از رفتنم دل...
<no title>
-
تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:55
آرزو دارم که مـرگـت را ببــینـمبر مــزارت دســته هـای گـل بچـیـنــمآرزو دارم ببــینم پــر گناهـــی مــرده ای در دوزخــی و روسیاهــیجـــای اینــکــه عاشــق زارتـــو باشم آرزو دارم عــزادار تــو باشـــمبهتــر از هــر عاشـقی نازت کشیدمدرعوض نامردمی ها ازتو دیدمهرکجایی راه خوشبختی نیابــی راحت و بی دغـد...
<no title>
-
تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:55
آيـينـه پرسـيــد که چـرا ديــر کرده است نکند دل ديگري او را سير کرده استخنديدم و گفتم او فقط اسير مـن است تنـها دقـايقي چند تأخيـر کـرده استگفتــــم امـــروز هـــوا ســـرد بوده است شـايد موعد قــرار تغييـر کـــرده است خنـديــد بــه ســادگيـــم آيـيـنـه و گفـت احساس پاک تو را زنجيـر کرده است گفتم از ...
<no title>
-
تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:55
آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا؟ بى وفا حالا که من افتادهام از پا چرا؟نوش دارويي و بعد از مرگ سهراب آمديسنگدل اين زودتر مى خواستي, حالا چرا؟عمر ما را مهلت امروز و فرداي تو نيست من که يک امروز مهمان توأم, فردا چرا؟نازنينا ما به ناز تو جواني دادهايم ديگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟