خرید بک لینک

ميروم تا در ميخانه كمي مست كنم

جرعه بالا بزنم آنچه نبايست كنم

انقدر مست كه اندوه جهانم برود

استكان روي لبم باشدو جانم برود

برود هر كه دلش خواست شكايت بكند

شهر بايد به من الكلي عادت بكند

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است
میروم شاید فراموشت کنم
با فراموشی هم آغوشت کنم
میروم از رفتنم دلشاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش
گرچه تو تنهاتر ازمن میروی
آرزو دارم تو هم عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی برخوردهای سرد را...!

برچسب: نویسنده: عشق تاريخ: 12 / 1 / 1391 ساعت: 21:55

صفحه بندی