خسته تر از همیشه ام... - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:54
آنگاه که خورشيد مهرت بر غروب قلبم طلوع کرد .آنگاه که سپيده دم زلال چشم هايت بر شب تاريک و ظلماني افکارم پديدار شد .سراسر سرزمين وجودم را نور روشناييت فرا گرفت و آنگاه که نام تو را بر لبهايم حک کردم جز نام مقدست نام ديگري بر لب نراندم .اي خورشيد آسمانم را روشنايي و اي ماه شبم را مهتاب و اي ستارگان را...
پزواک صدای عشق... - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:54
از تو و با تو شروع می کنم از توکه زیبایی عشق را از طلوع اولین نگاهتدیدم تو را در کف خود می بینم با همان احساسی که از روز نخستین در چشمانتنگریستم اما ای کاش این احساس گذرا نباشد و تو ، و تو تا ابد در کنارمبمان امروز هم بیشتر از روزهای پیش نغمه های عشق را جستجو کردم و در باورخیال هایم پلی تا به مرز عش...
دریای خیالت... - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:54
ببین غمگین، ببین دلتنگ دیدارم... ببین خوابم نمی آید، بیدارم... نگفتم تا کنون، اما کنون بشنو: تورا بیش از همه کس دوست میدارم
دوست داشتن از عشق بالاتر است... - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:54
وقتی یکی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شودوقتی یکی را دوست دارید،در کنار او که هستید، احساس امنیت می کنیدوقتی یکی را دوست دارید، حتی با شنیدن صدایش، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنیدوقتی یکی را دوست دارید، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنیدوقتی یکی را دوست...
پیشکشی دیگر - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:54
ممنون از اینکه اومدی و دیدی.به خاطر تشکر یک هدیه دیگر برات آماده کردم.امیدوارم دوست داشته باشی.دوستت دارم.تا همیشه...این یکی رو هم از اینجا بگیر...
هدیه ای برای آرتمیس - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:54
آرتمیس خوبم ممنون که برگشتی.یه هدیه برات دارم، چیز قابلی نیست ولی خوب امیدوارم با دیدنش بدونی که همیشه به یادتم.دوستت دارم.از اینجا بگیرش
بازگشت... - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:54
آرتمیس، دوستت دارم....و تا ابد دوستت خواهم داشت.
درخواست یاری - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:54
دوستان، ماجرای این پست با پست های قبلی متفاوت است.در پست های قبلی سعی کردم احساسم را در مقابل آرتمیس (دختری که دوستش دارم) بهتصویر بکشم. ولی او ظاهراً به شدت ناراحت است و دیگر حتی جوابم را نیز نمی دهد.تمام اتفاقات را با یکی از اساتید روان شناسی دانشگاه تهران درمیان گذاشتم، ایشانگفتند با این تفاسیر ا...
آهی سوزناک - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:54
قلبم تپش قلبترا می خواهد پس قلبم را به تو میدهمچشمانم نگاهزیبایت را می خواهد پس نگاهم از آن توستعشقم تمامیلحظات تو را می خواهند وبرای با تو بودن دلتنگی میکنندaدل من همانندآسمان ابری از دوری تو ابری استدرخشش چشمانمهمانند خورشید درخشان انتظار چشمانت را می کشندپس بدان اگرپروانه سوختن شمع را فراموش کند ...
روشن تر از تاریکی - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:54
آرتمیسنگران نیستم کهتو با کسی باشی، مگر فرهاد از بی اندیشه از خسرو نبود؟آه که عقل این ها را نمی فهمد."عقل کجا پیبرد شیوه سودای عشق * باز نیابی به عقل، سر معمای عشق""خبر از عشق ندارد که ندارد یاری * دل نخوانند که صیدش نکند دلداری"چراغ ها را خاموشمی کنم تا آخرین پرتوهای نور در آغوش تاریکی ها جای گیرند...
سال نو........ - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:52
سال نو پیشاپیش مبارکامیدوارم سال خوبی و عالی داشته باشیم...........+ پ ن: ای کاش پارسال بود...
کمی حالم بده... - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:52
سلام از همتون ممنونم که بهم سرزدیدمنو ببخشید که یه چند روزی نبودم....کمی حالم بده...حال روحی روانیم ریخته بهم...آشفته هستم...ممنونم ازتون
آهنگ گوش میدم... - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:52
محسن یگانه رو خیلی دوس دارمآهنگاش قلبمو به درد میارهاین دردو دوس دارمدردش منو به یادت میندازهما از هم جدا شدیم نمیدونم کی خواست...اما ...تو دوباره خواستی ولی من دیگه نخواستم...+ پ ن: رگ خواب این دل تو دست تو بوده ترک های قلبم شکست تو بوده+ پ ن: عاشق تنهایی هستم + پ ن: اون همه که تنهایی بهم آرامش مید...
زهرمارم میشه هرچی که تورو به یادم میاره... - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:52
چقدر سخته که بخوای خوش بگذرونی اما...یه چیزایی...یه کارایی...یه حرفایی...یه روزایی...یه شماره ای...یه جایی...تورو...خاطراتمونو...واسم دوباره زنده میکنه...نگاه کن...من...اینجا که الان ایستادمیه جورایی همه چیمو از دست دادمببین...حتی دلخوشی هامو هم ازم گرفتی+پ ن: فردا تولدمه... تو بهم تبریک گفته بودی.....
خدایا... مگه خودت کمکم نکردی... پس... - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:52
خدایا...قربونت شمکمکم کن...مگه تا اینجا همراهیم نکردی؟پس چرا ... الان که به خودم میرسم پوچم؟خدایا دلم نمیخواد گریه کنماعصابم خورده...روانم ریخته بهم...چرا...چرا انقدر اشتباه...چرا من...چرا من مرتکب شدم؟یعنی تو این دنیا به غیر من کسی هست که انقدر احساس پوچی کنه؟؟یه روز غرق امید هستم...یه روز اشباع شد...
اشتباه کن... بعدش بد چوبشو بخور.. - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:52
وقتی داری کاری رو انجام میدی مطمئنی که اشتباه نیست وقتی کامل انجام دادی نتیجشو که میبینی تازه میفهمی بابا... همش اشتباه بودهحالا مطمئن هم بودیا...بماند که دیگه دو به شک هم باشی که نور علی نور میشهمن اشتباه کردم اشتباهی که دو به شک بودن تردید داشتن رو به همراه داشتمن چوبشو خوردم خیلی بد خوردم تو که د...
امروز... - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:52
امروز... روز 5 بهمنتولدت...مبارک... (تولد محمدرضاست)میخوام بگم کلا پروندت بسته شدهمیدونم میدونم انتظار میکشی که بهت زنگ بزنم و تبریک بگم اما این کارو نمیکنم چون خودت میدونی...!دیگه...بیخیال مریم...بیخود اعصابتو خورد نکن...
مامان ناراحت... بابا ناراحت... من خوشحال... - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:52
خدایا...نمیدونم این چه بازی هست؟ ولی خوب میدونم که اگر تا قبل از طلاق اشتباه بازی میکردم الان مطمئنم که درست دارم بازی میکنمچون از خودت پرسیدم سه بار هم پرسیدمخودت گفتی بگیرخودت گفتی خیلی سختی دارهخیلی تنها میشیاما باید تحمل داشته باشی و قوی باشیمن هم خودمو قوی کردمولی...مامان ناراحت...بابا ناراحت.....
جدایی... - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:52
جدا شدمنمی خوام کسی سوال پیچم کنهراحت شدمداشتم عذاب میکشیدمآره سختی داره خودم میدونم اما می ارزهفقط فقط در حقم این لطفو کنید که خدا کمکم کنهالان تنهای تنهام فقط فقط دلم به خدا خوشه
زندگی.. آرامش... - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:52
اسمش زندگیه اما بوی زندگی نداره واسم...اسمش آرامشه اما همش بی قرارم...دارم دیوونه میشم...به من میگه برو برس به زندگیتمگه نمیدونست که خودش همه زندگیم بود؟مگه نمیدونست...آتیش به جونم افتادهکارم شده گریه شب گریه روز گریهآخرشم لعنت به این زندگی