از تو و با تو شروع می کنم از توکه زیبایی عشق را از طلوع اولین نگاهتدیدم تو را در کف خود می بینم با همان احساسی که از روز نخستین در چشمانتنگریستم اما ای کاش این احساس گذرا نباشد و تو ، و تو تا ابد در کنارمبمان امروز هم بیشتر از روزهای پیش نغمه های عشق را جستجو کردم و در باورخیال هایم پلی تا به مرز عشق نهادم تا به بی نهایتی برسم که تو را تعبیرکند بیقرار تر از باران ، رسواتر از عاشق ، بی پروا تر از گل های شوره زاراز تو می گویم ، در نهایت چشمانت سیر می کنم و تا سحر در خیال خود عشق رانقاشی می کنم . چه زیباست این عشق بر آسمان قلبی که مدتها غبار غم بهمراهداشته ، فریاد می زنم تا باور کنی دوستت دارم با من همسفر شو تا مرز عشق ،تا رویا و تا خیال عاشقانه با من بمان . با من بمان تا بالهایمان را سبکتر از پیش بر آسمانی که همیشه آبی است به پرواز در آوریم.
برچسب:
نویسنده: عشق
تاريخ: 12 / 1 / 1391 ساعت: 21:54