خرید بک لینک

دوستان، ماجرای این پست با پست های قبلی متفاوت است.

در پست های قبلی سعی کردم احساسم را در مقابل آرتمیس (دختری که دوستش دارم) بهتصویر بکشم. ولی او ظاهراً به شدت ناراحت است و دیگر حتی جوابم را نیز نمی دهد.تمام اتفاقات را با یکی از اساتید روان شناسی دانشگاه تهران درمیان گذاشتم، ایشانگفتند با این تفاسیر این دختر رفتاری بسیار بچگانه نشان می دهد و مانند بسیاری ازدختران هم سنش فقط برای تفریح و ... اصلاً بگذریم.

شاید این اولین پیغام ها بتواند چیزهایی را روشن سازد.

من: دنبال چه دوستی هستی؟

آرتمیس: برایم فرقی نمی کند.

حالا فقط کمک می خواهم از شما، دوستانی که این وبلاگ را می بینید (که اکثراًاز دوستان خودم هستید) و افراد دیگر. کمکم کنید در انتخاب سخت، آیا دست بکشم ازاین آرزوی بزرگ، از آرتمیس...

یا بمانم، و هرچه بیشتر ازم دوری کرد بیشتر به او نزدیک شوم، و همواره دوستشبدارم. (که انتخاب من اینست...)

دوستش داشتم، دارم، و خواهم داشت، واقعاً استاد شریعتی راست گفت که دوست داشتناز عشق بالاتر است...

(در ضمن امید و امیر عزیز! آرتمیس هیچ ارتباطی به آرتین ندارد. اسم دختر همهست. برای اطلاعات بیشتر اینجارا ببینید.)

پاینده باشید و سرافراز

نوروزتان پیروز

برچسب: نویسنده: عشق تاريخ: 12 / 1 / 1391 ساعت: 21:54

صفحه بندی