خدایا...
قربونت شم
کمکم کن...
مگه تا اینجا همراهیم نکردی؟
پس چرا ...
الان که به خودم میرسم پوچم؟
خدایا دلم نمیخواد گریه کنم
اعصابم خورده...
روانم ریخته بهم...
چرا...
چرا انقدر اشتباه...
چرا من...
چرا من مرتکب شدم؟
یعنی تو این دنیا به غیر من
کسی هست که انقدر احساس پوچی کنه؟؟
یه روز غرق امید هستم...
یه روز اشباع شده از نا امیدی هستم...
خدای مهربونم...
کمکم کن...
من بنده ی بد تو هستم...
همونی که در حقت گستاخی کرده ...
همونی که به جای سپاس گذاری ...
به جای شکر...
به جای ...
نمیدونم چی بگم؟
در کل...
خدایا... خدا جونم...حلالم کن...
منو ببخش...
من دارم تاوان اشتباهاتمو پس میدم...
پ ن1: خدایا... مگه خودت کمکم نکردی... پس...
پ ن2: احساسم میگه به خدا توکل کن خودش درست میکنه
پ ن3: زندگیم رو هواست...
پ ن4: خدایا شرمندتم...
برچسب:
نویسنده: عشق