<no title>
-
تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 19:04
سلام اومدم جرياناي اين چند روزو بنويسم و يه كم مشورت كنم باهاتون ..... چند روز پيش يه خواستگار برام اومد كه از هرلحاظ خوب بود شايدم بشه گفت عالي ! تحصيلاتش اخلاقش ايمانش وضع ماليش خانواده ش و خلاصه همه ي شرايطش فوق العاده ايده آل بود خودش هم منو ديده بود و به قول خانواده ش خيلي خوشش اومده بود ازم......
<no title>
-
تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 19:04
هنوز اعصابم بدجور داغونه ...از امروز قراره با مامانم ظهرا بريم پياده روي البته من كه حال وحوصله شو ندارم ولي دلم نيومد برنامه ريزي مامانمو بهم بريزم ... دلم پره حرفه ولي حس نوشتن ندارم حالم كه بهتر شد ميام جرياناي اين چند روزو مينويسم ....
<no title>
-
تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 19:04
باز از لحاظ روحي بهم ريختم ! اصلا حال وحوصله ي هيچكاري رو ندارم .... چند روز ديگه تولدمه و من جاي اينكه خوشحال باشم ناراحتم ! نه به خاطر اينكه سنم ميره بالا به خاطر اينكه يه سال ديگه روز تولدم بايد حسرت روزايي كه بيخودي هدر دادمو بخورم ! شايد اگه همون 10 سال پيش به پدرم اعتراض ميكردم الان مجبور نبود...
<no title>
-
تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 19:04
سال نو هم رسيد ... از لحظه ي سال تحويل نپرسين كه....!! ديشب از دلهره هميشگي ساعت 5 به زور خوابم برد و صبح لحظه ي سال تحويل رو خواب موندم البته درست درهمون لحظه اتفاقي چشامو واكردم وزير لب دعا كردم و دوباره خوابم برد تا ساعت 9/30 ! بعد هم عيدي هامو از برادرا وبابا مامانم گرفتم و زودي اومدم و يه فال ح...
<no title>
-
تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 19:04
بالاخره رسيديم به آخر سال ! اين آخرين پستم تو سال 1390 هستش ! واسه همين نميخوام از حس وحالم بنويسم كه آخرين پست سال هم تبديل شه به غم نامه! ولي خداييش ناشكري نميكنم سال 1390 براي من غير از تنهاييام هيچ بخش بدي نداشت ! سال خوبي بود هرچند با اشك وبغض شروعش كردم ولي اونقدرا هم اتفاقات بدي برام نيفتاد !...
<no title>
-
تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 19:04
سلام به روي ماه همه ي دوستاي گلم ..... عيد رو پيشاپيش به همتون تبريك ميگم اميدوارم سال جديد رو با خوبي وخوشي كنار عزيزانتون شروع كنين سرشار از سلامتي وشادي و عشق ..... لحظه ي سال تحويل منو تو دعاهاتون فراموش نكنين ........ هر چي سال نو نزديكتر ميشه بيشتر دلم ميگيره بازم همون حس وحال هميشگي ! هركاري ...
دلتـــــ شمـــارهــ چنــدهـــ ؟
-
تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 19:02
۱. یکــــــیــــ دلـــش بــهـــ صــد دل بــنــــدهــ ...۲. یکـــیــــ صــد دل ، بــهــ یــهــ دل میــــ بـنـــــدهــ ...۳. یکــــیــــ یــهــ دل ، بــهـــ یــهــ دل مـیـــ بــنــــدهــ و تــا آخـــر پــایبنــدهـــ ...۴.یکــیـــ نــمـیــــ دونــهــ دلـــــش بــهــ کــیـــ بنــدهـــ ...۵. یکــیـــ هــ...
تعطیلات نوروز ...
-
تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 19:01
سلام سلام سلامخوبید؟خوشید؟سلامتید؟خوب خدا رو شکر !با تعطیلات عید چی کار می کنید ؟!عید دیدنی ها و دید و بازدید ها خوب پیش می ره؟!چقدر عیدی گرفتید؟!مسافرت کجا ها رفتید؟!ما که رفتیم شمال !کلی خوش گذشت جای شما خیلی خیلی خالی بود !در اولین فرصت عکس هایی از اونجا براتون می ذارم !امشب هم کلی مهمون داریم !
سال نو !!!
-
تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 19:01
سلام به همه ی دوستای گلمالان که من دارم این مطلب رو می نویسم آخرین ساعات سال ۹۰ است ! سال ۹۰ هم داره تموم میشه ! امسال برای همه ما هم خاطرات شیرین داشت و هم خاطرات تلخ !امیدوارم سال ۹۱ برای شما پر از خاطرات خوب و شیرین و خالی از خاطرات تلخ باشه !می دونم این حرفا کلیشه ایه ولی لازمه که بگم :پس یادمون...
چهارشنبه سوری
-
تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 19:01
سلامهر چی ما برا چهارشنبه سوری برنامه ریختیم دود شد رفت هوا !یکی از فامیلامون از مکه اومده بود مجبور شدیم بریم دیدنشون !برا همینم به چهارشنبه سوری نرسیدیم ! محله اونا اصلا خبری نبود !وقتی برگشتیم خونه سر کوچه مان پر آتیش های کوچیک بود چون همه شون خاموش شده بود !ولی بازم محله خودمون ! کوچه کناری یه آ...
چرا امروز اینطوریه؟!
-
تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 19:01
سلاموای اصلا نمی تونید حدس بزنید که چه اتفاقی افتاده؟!امروز من جایزه گرفتم ! حالا بگید چرا ؟! به خاطر اینکه توی مسابقات قرآنی برنده شده بودم !بعدم امروز چند تا از بچه های کلاسمون و بعضی از دوستام داشتن گریه می کردن اونم مثل ابر بهار .برده بودنشون دفتر و نمی دونم چه اتفاقی افتاده بود که اینطوری شده ب...
پایان 90 آغاز 91
-
تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 19:01
سلاموای اصلا باورم نمیشه ! چطور سال نود داره تموم میشه و سال نود و یک داره شروع میشه ؟اصلا نفهمیدم چطور گذشت !راستی شما تا کی مدرسه می روید ؟
عید
-
تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 19:01
سلام عید نوروز نزدیک است!آیا شما خانه تکانی کرده اید؟آیا شما خرید عیدتان را کرده اید؟من دارم خودمو آماده می کنم!می خوام سفره هفت سینم رو درست کنم و عکسش رو براتون بذارم!پس منتظر من باشید!
هنر + اتفاق جالب
-
تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 19:01
سلاماصلا من نمی دونم اینجا مگه هنرستانه!هر روز یه چیز جدید میگن:یه روز ما رو یه ساعت تو حیاط زیر آفتاب گرم و سوزان نگه می دارند که سرود تمرین کنیم! بعدم می گن فردا می خوان از منطقه بیان!یه روز دیگه ام میگن فردا بادبادک بیارید! آخه مگه ما دبستانی ایم!یه اتفاق باحال هم برام افتاده که تو ادامه مطلب نوش...
این چند روزه
-
تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 19:01
سلامدیروز از آتش نشانی اومدن و آموزش های تئوری رو دادن امروزم عملی کار کردیم.امتحان علوم هم به امروز موکول شد و من عالی دادم.
تعطیلی سرزده
-
تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 19:01
سلاموای دوستای گلم نمی دونید که من چقدر خوشحالم !امروز امتحان علوم داشتیم ولی به خاطر انتخابات تعطیلمون کردن !خدا پدر و مادر این وزیر آموزش پرورش رو بیامرزه !الانم که داره برف میاد حالا خوبه فردا رو هم به خاطر برف تعطیل کنن !ای کاش بقیه روزا رو هم دوباره به یه دلیلی تعطیل کنن !دوستتون دارم نظر یادتو...
میانه
-
تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 19:01
سلامبالاخره امتحاناتمون...نه نه تموم که نشده ولی به وسطش رسیده !آخه من نمی دونم کی پیشنهاد داده که تو اسفند امتحان بگیرن ؟!اگه بفهمم می دونید که چی کارش می کنم ؟!خلاصه این روزا داره سخت می گذره ولی با شوق اومدن عید آسون!نه اصلا متوسط می گذره!برای شما چی ؟ این روزا روزای خوبیه ؟
شنگولا میگن:عیدتووووووووووووون مبارک..........!!!!
-
تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 19:01
سلااااااااااااااام عیدتووووووووووووووووووون مبارک دوستای گلموووووووون!!!!! 2تا رفیق همیشه باهم میرفتن میخونه، 1کیشون میمیره اون 1کی تنها میره،میگه 2تا بریز،1کی واسه خودم 1کی واسه رفیقم...بعداز 1سال 2باره میره میگه 1کی بریز،ساقی میگه:رفیقتو فراموش کردی؟ میگه نه!!!خودم توبه کردم،اینو میخورم ب یاد رفیق...
صبحونه خورونه شنگولا :)
-
تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 19:01
سيلاـــــــــــــــــم حال واحوال رفقاي هميشگيه شنگولا چطوره؟خوفين؟خريد عيد كردين؟ماكه همه خوبيم ملالي ني جز دوري از مدرسه..خووو دلمون واسه همميتنگولهاخبار جديد شنگولا:+روز دوشنبه و 4شنبه در كلاس سوم كامپيوتر مراسم صبحونه خورون برگزارشدآآآآآخ جاتون خـــــــــالي...پنير و نون و خامه شكلاتي و تخم مرغ ...
تولد گرفتن شنگولا :)
-
تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 19:01
سلام سلام سلامفقط من میگم شما بخندییییییییییییییینااااااااااااااااااا!!!!خب امروز زنگ اول ریاضی داشتیم امتحان عربیم داشتیم که حکم امتحان نیم ترمو داشتو قرار بود سر زنگ ریاضی بگیرن!خلاصه اومد تو برگه هارو دادو طبق معمول هیییییششششکی نخونده بود همه به هم میگفتن برسونیا(ولی مشکل این بود که کسی نخونده ب...