خرید بک لینک

سلام

هر چی ما برا چهارشنبه سوری برنامه ریختیم دود شد رفت هوا !

یکی از فامیلامون از مکه اومده بود مجبور شدیم بریم دیدنشون !

برا همینم به چهارشنبه سوری نرسیدیم ! محله اونا اصلا خبری نبود !

وقتی برگشتیم خونه سر کوچه مان پر آتیش های کوچیک بود چون همه شون خاموش شده بود !

ولی بازم محله خودمون ! کوچه کناری یه آتش روشن کرده بودند از آسمون خراش هم بلند تر بود !

یه عالمه هم بمب انداختن !

ولی اولین سالیه که یه ترقه هم ننداختم !

برچسب: نویسنده: عشق تاريخ: 11 / 1 / 1391 ساعت: 19:01

صفحه بندی