سيلاـــــــــــــــــم حال واحوال رفقاي هميشگيه شنگولا چطوره؟
خوفين؟خريد عيد كردين؟
ماكه همه خوبيم ملالي ني جز دوري از مدرسه..خووو دلمون واسه همميتنگوله
اخبار جديد شنگولا:
+روز دوشنبه و 4شنبه در كلاس سوم كامپيوتر مراسم صبحونه خورون برگزارشد
آآآآآخ جاتون خـــــــــالي..
.پنير و نون و خامه شكلاتي و تخم مرغ وچايي اووورده بوديم
رو ميز معلم سفره چيديم آآآآآي بخور بخور بود
..تو خونمون اينهمه نميخورديم كه سر كلاس خورديم
طبق معمولم كلي فيلم گرفتيم...اصلا ماكلا باخودمون خيلي حال ميكنيم
نميدونين بچه ها چه لقمه هايي ميگرفتن انگار از قحطي فرار كردهبوديم
...آآخ آآخ از دسته اين شيرين مثه ... ميخورد
..اين زهراي بي... هم چايي منوسر كشي
د...ازنيم ساعت پيش چايي ريخته بودم خنك شه بخورم همين سرمو چرخوندم ديديمليوانه خاليو تحويلم داد

+ روز 3شنبه ام امتحان بانك داشتيم..من نرفتم يارو گف 0 ميدم...البتهاوناييم كه رفتن 0 ميشن
+ 4شنبه قبل از اين كه استاد تركي نژاد بياد سر كلاس بزنو بكوبكرديم
...سحر ميزد رو ميز فاطي آهنگ گذاشته بود من كل ميكشيديم
شيرين و زهرا ومهديس وسط بودن
حانيه طبق معمول فيلم ميگرف
بقيه ام دس ميزدن
..يهو استاد اومد سركلاس نيششم تا بناگوش باز
....بچه پرررووو...
خدايي اين 15 روز دلم واسه تركي نژادم تنگ ميشه هي به زهرا ميگم ازشعكس بگير نگرف كه...
3تا برنامه درسي بهمون داد در حد بندسليگاااا ..يعني كارمون از خرخوني بايد به گاو خوني تنزل پيدا كنه..رسما سرويس ميشيم
البته ما از اون باداش نيسيم كه بااين بيداش بلرزيم(تررررررر زدم تو ضربالمثل)
+ ديگه خبر جديد چي داريمــــــــــــــ..مهديس لبش باد كرده بود
منمريض شده بودم
حانيه گير داده شنبه و 1شنبه ام بيايم مدرسه
هيوا غرغر ميكرد
سحرممارو بااين دوس پسرش نمود
(بچه واسه شفاي سحرو bfش يهصلوات بفرستين...دِههِ نخندين
...بنده خدا مريضه..ايشالا خوف شه)
+ خووو من از طرف خودم سال جديدو بهتون تبريك ميگم
اميدوارم تعطيلاتبهتون خوش بگذره..همتونو دوس داريم
شنگولا رو فراموش نكنين
بوووس باباي
برچسب:
نویسنده: عشق