سال نو هم رسيد ...
از لحظه ي سال تحويل نپرسين كه....!!
ديشب از دلهره هميشگي ساعت 5 به زور خوابم برد و
صبح لحظه ي سال تحويل رو خواب موندم
البته درست درهمون لحظه اتفاقي چشامو واكردم
وزير لب دعا كردم و
دوباره خوابم برد تا ساعت 9/30 !
بعد هم عيدي هامو از برادرا و
بابا مامانم گرفتم و
زودي اومدم و يه فال حافظ گرفتم...
اگه بدونين چي اومد؟!
خودتون بخونين ....

برچسب:
نویسنده: عشق