<no title> - تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 18:55
عاشق دیوانه ام از خود ندارم خانه ای عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای عاشقت گشتم گفتی که من دیوانه ام عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای دل زعشق روی تو حیران شد درپی عشق تو سرگردان شد باتو زیبا می شود فردای من باتوشاداب می شود غم های من روزگار اما وفا باما نداشت طاقت خوشبختی ما را نداشت
عشق - تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 18:54
میگن هیچ عشقی تو دنیا، مث عشق اولی نیسمیگذره یه عمری اما از خیالت رفتنی نیست
تنها - تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 18:54
مترسک آنقدر دستهایت را باز نکن...کسی تو را در آغوش نمیگیرد....ایستادگی همیشه تنهایی دارد...
قمار - تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 18:54
هی کافه چی!!دستور بده سیگار بیاورندوپاسور همو مردها را دور میز جمع کن....!بگو بنوازندشاید غیرتی شد و برگشت
روزهای من - تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 18:54
روزهاست از سقف لحظه هایم یاد تو می چکد ، اگر باران بند بیاید از این خانه می روم .
درد - تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 18:54
میدانی تنهایی کجایش درد دارد؟؟؟؟ انکارش!!!!!
من - تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 18:54
نسل من نسلی است که حرفهایش را نوشت! بغضهایش را کتاب کرد آنهم دور از چشم آنهایی که باید می خواندند!!!!
مخاطب خاص - تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 18:54
اعتراف به خیانت ... وقاحت است ...نه صداقت ...
لبخند - تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 18:54
گاهی اوقات فکر کردن به بعضی ها،ناخودآگاه لبخندی روی لبانت می نشاند، دوست دارم آن لبخند های بیگاه و آن بعضی ها را...
سکوت - تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 18:54
همیشه سكوتم به معنای پیروزی تو نیست ، گاهی سكوت میكنم تا بفهمی چه بیصدا باختی!
<no title> - تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 18:54
گاهی اوقات باید به بعضی ها گفت:عزیزم بیا قایم باشک! من چشم میذارم تو برو گمشو
خدا...! - تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 18:54
راهی...! - تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 18:54
دلم گریه میخواهد.... ولی برای چه بگریمسرم رو شونه ایه کی بذارم چه کسی رو دارم حرفمو بهش بگم و پیشش گریه کنم و بهم نگه بچه ای و درکم کنهکی رو دارم تو دنیا که اشکامو از گونه هام پاک کنه.دلم باز مثل همیشهدردت رو تو خودت حبس کنبه اشک هم امیدوار نباشاز این پس او نیز تنهایت میگذاردتنها میمانی تنهاتر از هم...
تو میدانی...؟؟؟ - تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 18:54
دلم هوای گریه دارد ...هوای بیتابی هوای غریبی هوای تنهاییبا اینکه دور و برم را آدمهای زیادی پر کرده اند ...خوب بد زشت زیبا خوشحال ناراحت بی ادعا با ادعا رفیق نارفیق ...اما ... باز هم تنهایم ... باز هم دلم سخت گرفته است ...یک روز خوبم یک روز بدم یک روز شادم یک روز غمناکمچگونه هواییست در دلم ... نمی دا...
<no title> - تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 18:54
"تو" بهار را به پنجره ام هدیه کردی و ماه مهربان را به دست هایم... - تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 18:54
ابدی برای "تو" در این کرانه تلختنها دست های "تو"ست که من را می فهمدو بهار را به سر انگشت آب های جهانسر ریز می کند بر شاخه هایم،تا هزار بار زنده شوماز باد و بارانبا هزار ستاره بر بال هایم.چای بنفشه دم می کنیمسرشار از عطر لیموکه افشرده ایم بر نفس هایمان؛زیر درخت نارنج...و "تو" با من که اشک ریزانم سایه...
من دیونتم - تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 18:54
همیشه هر گاه دلتنگت میشوم ، مینشینم در گوشه ای و اشک میریزمکاش بیاید آن روز ، کاش تبدیل شود به حقیقت آن آرزو ، تا لبخند عاشقی بر روی لبانم بنشیند ، تا کی دلم در غم دوری ات، به انتظار بنشیند!ببین خورشید را ،در حال غروب است ، نمیدانم ،میدانی اینجا که نشسته ام چقدر سوت و کور است !؟نیستی اینجا که اینگون...
چه بخوای چه نخوای - تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 18:54
من به غیر از تو نخواهم ،چه بدانی، چه ندانی از درت روی نتابم ،چه بخوانی ،چه برانی دل من میل تو دارد، چه بجوئی، چه نجوئیمن که بیمار تو هستم چه بپرسی ، چه نپرسی،جان به راه تو سپارم ،چه بدانی، چه ندانی می توانی به همه عمر دلم را بفریبی ور بکوشی زدل من بگریزی نتوانیدل من سوی تو آید بزنی یا بپذیریبوسه ات ...
تلخ است...طعم نبودنت... - تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 18:54
هست" را اگر قدر ندانیمی شود"بود"و چه تلخ است"هست" یکه "بود" شود و "دارم" ی که... "داشتم"...قلمم روی کاغذ مانده بود هر چه مینوشتم یا خط میزدم و یا ادامهای برایش پیدا نمیکردم. کسانی که این حالت مرا میفهمند میدانند وقتی احتیاج شدید داری تا چیزی را که مینویسی تمامش کنی اما نمیتوانی، مثل این است که در آس...
کدام روشنایی؟...افتاده در چاهم... - تاریخ: 1391/1/11 ساعت: 18:54
وقتی نمیدونی این راه که داری میری به کجا میرسه و دودلی شدیدی احاطت کرده، چیکار میکنی؟ وقتی احساس میکنی یه حسی هر روز داره تو دلت بیشتر غلیان میکنه و تو واقعاً اولش توجهی بهش نداری اما بعد کمکم خودت هم دندهات میخاره و لحظه به لحظه سراغ این حست رو میگیری و اگه یه بار ببینی گوشهی دلت نشسته و ماتم گرفته...