<no title> - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:23
×بــــرای رفتن بهــــانه میخواد ...×بـــرای مـــاندن دلگرمی ...... نه بهانه دارم ..........نه دلگرمی ....
<no title> - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:22
SALAM DOSTAN BA TABRIKE SALE JADID AZATON MIKHAM BE MATALEBE ARSHIV SHODE HAM SAR BEZANIDAREZOOMANDE AREZOOHATOON:SARA
دوست دارم تا اخرش تاپای جون...♥ - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:22
یه شب خوب تو اسمون یه ستاره چشمک زنونخندیدو گفت کنارتم تا اخرش تا پای جونستاره قشنگی بود اروم و نازو مهربونستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون...
تویی سرنوشتم...♥ - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:22
توی مروارید اشکام قصه تو رو نوشتم تا که ادما بدونن تویی تنها سرنوشتم
گریه کردم...♥ - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:22
گریه کردم تا بدونی زندگی بی غم نمیشهاگه دستامو بگیری از غرورت کم نمیشه
میروم...♥ - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:22
می روم دور از تو با دنیای خود خلوت کنم چون که من باید به این دیوانگی عادت کنم
کاش میشد...♥ - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:22
کاش میشد باتو بودن را نوشت تا که زیبا را کشم بر هر چه زشتکاش میشد روی این رنگین کمانمی نوشتم تا ابد با من بمان
دوست دارم...♥ - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:22
ارام بخوان چون اهسته نوشتم از دل بخوان چون از دل نوشتمدوستت دارم...
با تو...♥ - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:22
با تو از خاطره ها سرشارمبا تو تا اکثر شب بیدارمعشق من دست تو یعنی خورشیدگرمی دست تو را کم دارم
باز...♥ - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:22
باز لب های عطش کرده من عشق سوزان تو را می جویدمی تپد قلبم و با هر تپشی قصه عشق تو را می گوید
بعد من...♥ - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:22
من شکستم تا تو را عاشق کنمبعد من باران فقط اب است و بسهرکه بعد من سراغت را گرفتزشت یا زیبا فقط خواب است و بس
ای کاش... - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:22
ایکاش امروزمان پر از صلح و آرامش باشد. ایکاش به خالق آنچنان باور داشته باشید که چرایی برای آنچه هستید به میان نیاورید.ایکاش پیامدهای بیکرانی را که زاییدهَ دعا کردن است را از خاطر نمی بردید. ایکاش از نعماتی که دریافت می دارید استفاده کنید و عشقی که نصیب تان می شود را بهدیگران منتقل کنید. ایکاش گنجایش...
عید نوروز مبارک - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:22
سلام دوستای عزیزم.عید رو به همتون تبریک میگم.این شعر رو هم به مناسبت سال نو و عید دیدنیا گذاشتم که امیدوارم خوشتون بیاد:عجب رسمیه رسم زمونه خونه مون عیدا پر مهمونهمی رن مهمونا از اونا فقط آشغالِ میوه به جا می مونه !کجاست اون کیوی ؟چی شد نارنگی ؟کجا رفت اون موز ؟!خدا می دونه !جعبه خالی ِ شیرینی هنوز ...
♥ هدیه با ارزش ♥ - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:22
پل یك دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت كرده بود. شب عید هنگامی كه پل از اداره اش بیرون آمد متوجه پسر بچه شیطانی شد كه دور و بر ماشین نو و براقش قدم می زد و آن را تحسین می كرد.پل نزدیك ماشین كه رسید پسر پرسید: " این ماشین مال شماست ، آقا؟".پل سرش را به علامت تائید تكان داد و گفت: ب...
♥ آزمون عشق ! ( داستانی جالب و آموزنده) ♥ - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:22
امروز روز دادگاه بود و منصور داشت از همسرش جدا می شد …منصور با خودش زمزمه کرد … چه دنیای عجیبی است این دنیای ما !یک روز بخاطر ازدواج با ژاله سر از پا نمی شناختم و امروز به خاطر طلاقش خوشحالم.ژاله و منصور ۸ سال دوران کودکی رو با هم سپری کرده بودند.آنها همسایه دیوار به دیوار یکدیگر بودند ولی به خاطر و...
پـَـَـ نــه پـَـَــــ - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:22
ســــــــلامــامـروز چندتا پـــ نه پـــ بامزه گیر آوردمـ گفتمـ بذارمـ امیدوارمـ خوشـتونـ بیاد ...به دوستم میگم دارم واسه چند روز میرم آبادان. میگه واسه کار داری میری؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه دماسنج خریدم دارم میرم تو دمای بالای 50 درجه تستش کنمرفتم الکتریکی می گم آقا سه راهی دارین؟ میگه سه راه برق؟!...
19.سوالات کلیدی و سرکاری ( طنز ) - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:22
1.چرا تو خونه۴٠متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟2.چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع ها به هم رحم نمیکنن؟3.چرا تو شهروند چشم میدوزن به سبد همدیگه؟4.چرا از تو ماشین پوست پرتغال می ریزن بیرون؟5.چرا تو اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسند چراغ میدن؟6.چرا وقتی می رن شلوار بخرن مغازه های کفش ...
40.18 مورد از كم هزینه ترین لذت های دنیا - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:22
1- گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.2 - سعی كنیم بیشتر بخندیم.3- تلاش كنیم كمتر گله كنیم.4 - با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.5 - گاهی هدیههایی كه گرفتهایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.6 - بیشتردعا كنیم.7 - در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت كنیم.8- هر از گاهی نفس عمیق بك...
17.خرید جهنم - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:22
قرون وسطی کشیشان، بهشت را به مردم می فروختند و مردمان نادان هم با پرداخت پول، قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند.فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد. به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت:- قیمت...
احساس - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:21
اینان چه می گویند طنین! مگر نمی دانند که احساس نگاهیست مقدس در میعادگاه بندگی. اینان چه میدانند از احساس! چه می خوانند آن غریبی اشکی که آرام آرام غربت نگاهی را به رخسار می نشاند که از پشت پرده های دوست داشتن می رود تا فردای با تو بودن هاو چه راهی را می رود... و جا می گذارم دلم را در امتداد حرف او شا...