سال نو مبارك
اميدوارم امسال سال خوبي باشه يا لااقل مثل سال قبل نباشه
هركي كه موقع سال تحويل پاي سفره بوده يكم از حسشو برام پست كنه چون علي رغم بيدار باش مادر بنده خاب موندم و موفق به درك اين لحظه نشدم
قبل عيد تصميم داشتم تمام تعطيلات رو بخابم و تو خونه استراحت كنم و به ديد و بازديد(مثل عمل و عكس العمل)هاي مسخره و كسل كننده نپردازم ولي بعد نظرم عوض شد و تقريبآ همه جا همراهي كردم.كه اين هم غنيمتيست براي با هم بودن.
امسال خبري از پول نو هم نبود چون پدر با وجود مراجعت به بانك موفق به اخذ اسكناس نو نشده بودند!ولي نكته مثبتش اين بود كه عيدي ما رو دو هفته پيش داده بودند
عيدي هاي ديگر هم تك و توك بود چون به خيال اقربا ديگر بزرگ شده ايم.بازم گلي به جمال پدر كه به همه برادر زاده ها و خاهر زاده ها عيدي داد هرچند نو نبود ولي براي خيليا شيرين بود
طبق رسم هر ساله روز دوم خونه بوديم و پذيراي مهمان با اين تفاوت كه چون امسال داماد دار شديم كار من كمي سبكتر بود.مهمونا اومدن و رفتن و كلي حرف زده شد و آخر شب مثل جنازه افتادم!
به نظر من عيد فقط پنج روزه اول فروردين هست و بدم مياد از كسايي كه ميگن ما مثلآ نهم خونه ايم و اصلآ هم نميرم واسه همين پرونده عيد پيش من پنجم بسته شدست،اما شب پنجم بد جور دلم گرفته بود كه با همراهي يكي از دوستان صبح شد.(ممنون)
اينترنتمان هم قطع مي باشد و حسش نيست برم دنبالش فعلآ با اينترنت ذغالي آمده ام!
پ.ن.امسال نتونستم بيام در خونتون تبريك بگم مرسي كه تو هم سراغي ازم نگرفتي!
برچسب:
نویسنده: عشق