خرید بک لینک
هرچند تاريخ ثبت اين نوشته سه شنبه اول فروردين 91 هست ولي اشتباهه مثل خيلي چيزاي ديگه!هنوز حدود 5 ساعت تا 91 فاصله داريم

خوب گفتن سالي كه نكوست از بهارش پيداست

امسال از همون اولش يعني از آخر سال پيش براي من پر بود از يه حسي كه نمي تونم با كلمات بيان كنم،حسي كه فقط من ميدونم و خداي من!تموم ناسازگاري هاي زندگي از پاييز سال قبل رو شو به ما نشون داد!

عيد امسال بدترين عيدي بود كه تو اين 26 سال تجربه كردم.پر از شك،پر از دلخوري،پر از احساسات بد!

وقتي ياد تعطيلات عيد 90 ميوفتم دلم به حال خودم ميسوزه،وقتي كه ميديدم آدماي اطرافم حتي اگه مصنوعي هم باشه شادن و با هم خوشن ولي من از زور دلتنگي و بي خابي تا صبح تو خيابونا قدم ميزدم و سيگار تنها رفيقم بود!

اتفاقاي طول سال هم ادامه همون روزا بود تا جايي كه ديگه قادر به ادامه نبوديم و اون اتفاق افتاد

هيچ وقت پاييز رو نخاهم بخشيد 29 هيچ ماهي نمي تونه برام شيرين باشه!

وقتي به اين سال نگاه ميكنم ميبينم هيچ كار مهمي انجام ندادم كه بشه به عنوان نقطه مثبت ازش ياد كرد،واقعآ از همه چيز عقب افتادم،خيلي از دوستاي صميميم رو از دست دادم،وارد ترم شش شدم در حالي كه هنوز براي پاياننامم هيچ كاري نكردم،اين سيگارم راه نفسمو تنگ كرده!

از خدا ميخام امسالو برام از عمرم حساب نكنه كه واقعآ،زندگي نبود!

قصد دارم از سال جديد به خودم و زندگي برگردم،ديگه خيلي بايد مواظب باشم كه يه وقت دلم نلرزه،اگه به اين نتيجه برسم كه ديگه نمي كشم از ادامه تحصيل انصراف ميدم،بايد كمتر با اين رفيقم(سيگار) دمساز باشم چون ديگه وضعمو خيلي خراب كرده،فكر نميكنم مثل سابق بتونم با دوستام باشم و ميدونم كه خيلياشون ديگه به طرفم نميان ولي خيالي نيست

تو تعطيلات عيد به همه اينا فكر خاهم كرد و بايد به نتيجه برسم

از وقتي اينجا مينويسم چندتا دوست پيدا كردم كه واقعآ دوست داشتني هستن و از همينجا ازشون بابت مهربوني كه بهم كردن تشكر ميكنم و عيد رو پيشاپيش به همشون تبريك ميگم

پ.ن1انشاالله سال خوبي داشته باشيم

پ.ن2همتونو دوست دارم.


برچسب: نویسنده: عشق تاريخ: 11 / 1 / 1391 ساعت: 18:29

صفحه بندی