خرید بک لینک

شب نبودی

اما

با یادتو چه عشق بازی می کردم

من بودم و تنهاییام

چشم هایت را به خلوتم مهمان کرده بودم

تو را در پس ابرها

می بوییدم می بوسیدم

نگاهت را به جان دل می خریدم

چه شوری در دلم برپا شده بود

چه خلوت عاشقانه ای بود

نگاهت مست بود و چشم هایت خمار

دلم اسیرت شده بود و پاهایم بی توان

دلم هر از گاهی شور میزد

تو را زمزمه می کرد

تو چه آرام نگاهم می کردی

و چه لبخند زیبایی بر لبانت شکل می گرفت

شهد می نوشیدم و مست نگاهت میشدم

و تو می دیدی که آرام آب می شوم

و چه زیبا لبخند می زدی و

فقط لبخند می زدی

برچسب: نویسنده: عشق تاريخ: 12 / 1 / 1391 ساعت: 21:41

صفحه بندی