خرید بک لینک


آنروزها باغچه ی دلم بود وآفتاب بود و........

بهار

آمدیُ ، با نخستین جرعه ازصُراحی چشمانت مستم کردی

نامم که از لبان تو جدا شد ...

چون بوسه ای بود که از عطر تنت لبریزم کردُ

دانه ی مهرت را در دلم کاشت

.

..

...

حالا دیریست باغچه ی دلم هست و آفتاب و بهار

و.....

یادت که برگیسوان خیالم شکوفه می نشاند .

برچسب: نویسنده: عشق تاريخ: 12 / 1 / 1391 ساعت: 21:40

صفحه بندی