خرید بک لینک

نوشتم خاطراتم را، در این برگ ِ فراموشی

نوشتم: خوب شد تنها، نرفتی سوی خاموشی

نوشتم: خاطره !برگرد، به دنیایی که مال توست

برو دنبال آن رویا، که هر دم در خیال توست

نوشتم: خاطره! تنها و تنهایی و تنهاتر

همه سرخطِ یک فصل اند، مبادا گردی عاشق تر

نوشتم : خاطره!خواب و خیالم را ببر با خود

برو تا آن دیار دور، نده حتی خبر از خود

نوشتم: خاطره! اینجا، تو را در خاک می بینند

اگر خوبی، اگر شادی، تو را غمناک می بینند

نوشتم: خاطره! با خود، ببر گرد سوالم را

که عمری در پی پاسخ، ربوده شوق و حالم را

نوشتم: خاطره! لبریز از دردم

نکن اصرار تا با تو، به دنیای تو برگردم

نوشتم: خاطره! تلخ ای و خود این را نمی دانی

برو، از تلخی ات خسته شده، اشکی و چشمانی

نوشتم: خاطره! اینجا، همه جا ردپای توست


برچسب: نویسنده: عشق تاريخ: 12 / 1 / 1391 ساعت: 21:38

صفحه بندی