اجازه هست به عشق تو، توي کوچه ها داد بزنم؟
روي پشت بوم خونه ها اسمتو فرياد بزنم؛
اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم؟
ماه و ستاره رو بازم فداي چشمونت کنم؛
اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه؟
بهت بگم عاشقتم، دوست دارم يه عالمه؛
اجاز هست بهت بگم عشق تو توي سينمه؟
جونمو هم به پات بدم بازم براي تو کمه؛
به من بگو، بگو به من، بگو منو دوسنم داري؟
بگو که واسه هوست پا روي دلم نمي ذاري
اجاز هست نگاهتو توي خاطرم قاب بکنم؟
چشمي که بدخواهمونه به خاطرت خواب بکنم؛
اجازه فرياد بزنم توي قلبمي تا به ابد؟
بدون اگه رسوا بشم بخاطرت خوبه نبرد؛
اجازه هست کنار تو به اوج ابرهام برسم؟
دست توي دستمو برم به فردا برسم؛
اجازه هست دريا بشم، کويرو پيومنه کنم؟
تو صدف دلم بشي، من توي دلت خونه کنم؛
اجازه هست يه لحظه باز توي چشات نگاه کنم؟
با يک نگاه بي ريا روي غمو سياه کنم؛
اجازه هست ... ؟
برچسب:
نویسنده: عشق