
چقدر زود گذشت روزای با هم بودن
چقدر زود گذشت کنار با هم بودن
انگاری که یه خواب خیلی خوب بود
یه رویا که شبیه افسانه ها بود
خیلی قشنگه وقتی کنارت یارت باشه
آروم بشی وقتی نگاهش تو نگاهت باشه
حتی باور دیدنت برام سخت بود و نفس گیر
ولی دیدمتو و تمام زندگیم شد باور تو
اخه چرا باید که دور از تو بمونم اینجا
چرا نشه کنارت باشم من همه جا
سخته میدونم دوری و درد هجران
سخته میدونم اما تو هستی تمام دنیام
به خاطر تو حاظرم از همه دنیا بگذرم
شبو برات روشن کنم ، غصه رو از بین ببرم
دلم میخواد که واسه تو شعر بگم از مهربونی
از محبتی که داریو ازاین که در دل میمونی
یک روزو نیمه که تورو ندیدم
نگاه مهربونتو ندیدم و صداتو نشنیدم
دلم تنگ شده واسه تو نگاهت
دلم تنگ شده واسه صدای قشنگت
هر چی که از دلتنگیام بگم میدونی کمه
دور بودنت دیگه برام عادته
کاش که میشد یه روز بیشتر کنار تو بمونم
کاش که میشد هیچ وقت ازت دور نمونم
برچسب:
نویسنده: عشق