خرید بک لینک


باز دلم تنگ است... باز چشمانم باران می طلبد

آسمان دلم پر ازابران سياه دلتنگی شده است

باز من تنهايم

و در اين سکوت حتیصدای سازم هم آرامم نمی کند

دل من باز کوچک شدهاست

برای کسی که نمیدانم کيست

ولی غيبتش مرا میآزارد

من...

بی من شده ام...

من خودم را گم کردهام...

کجا ؟!

جواب این سوال راخودم هم نمی دانم...


سالهاســــت عبور کرده ام از خویش . .

یادم بخیــر . . .

گاهی دلم می خواهد وقتی مثل کودکی هایم بغض می کنم

خدا از آسمان به زمین بیاد. . .

اشک هایم را پاک کند . . .

دستم را بگیرد و. . .

بگوید: " اینجا آدما اذیتت میکنن؟!؟ "

بیــــــا بریم.


پی نوشت: " مرد " می خواهد که تاب سادگی و لطافت بیاورد!!

نشانم دهید، تا خودم شوم...!!!


برچسب: نویسنده: عشق تاريخ: 11 / 1 / 1391 ساعت: 19:10

صفحه بندی