![]()
![]()
![]()
دلتنگ که میشم
میشینم پای سیستم
گوشیمو میزارم و شروع میکنم به گوش دادن موزیک
چشامو ميبنـــدم ، حس ام رو زير زبونم مزه مزه ميكـــنم و ...
راهی میشم توی کوچه های خاطرات
توی هر کوچه که قدم میزارم ، یاد یکی از خاطره هام میافتم
آروم آروم قدمهامو بر میدارم تا مرورشون کنم
اگه این خاطرات نبود
همین نفسی که به زور بالا میاد ، دیگه بهونه ایی نداشت واسه بالا اومدن
باور کن نمی شه زد به بی خیالی و گفتاشکال نداره ، دنیا همینه
خیلی جاها ... خیلی وقت ها ، کم میارم
صدات تو گوشم زمزمه ميشه
و نگاهت ، توی ذهنم مجسم
ولي من تو رو مي خوام
نه خيالت رو ...
پ.ن:ادامه مطلب عکسمه رمز به هرکسی نمیدم
برچسب:
نویسنده: عشق