ببخشید که دیربه دیر آپ میکنم.حجم درسا زیاد شده از هفته ی بعدم که امتحانا شروع میشه
آدرسمم که عوض کردم
هرچند دلم واسه اون همنفسو دوستام تنگ شده ولی خوب...
یه آپ کوچولو اوردم
ایشالا بعدامتحانا دسته پر برمیگردم
تو ادامه مطلبم یه عکس گذاشتم اگه حالت بد نمیشه برو نگاش کن....چندشه
....نگی نگفتیااااااا
![]()
دانشجویی عاشق یکی از دختران دانشگاهش شد
و دوست داشت عشق خود را به شیوه ی جدیدی بیان کند
به بعضی از دخترانی که در آن خوابگاه دانشجویی به سر میبردند یک شکلات داد
و از هر کدام آنها خواست تابرای ساعت ۸ شب چراغ اتاق خود را روشن کنند...
حالا ببینید چه اتفاقی افتاد...

برچسب:
نویسنده: عشق