خرید بک لینک
عشق خودش خواهد آمد.نمی توان از آن فرار کرد.عشق خودش آهسته آهسته و در گوشه ای می آید و در گوشه ای از قلب مهربانت آرام و بی صدا می نشیند و تو متوجه اش نخواهی بود و بعد ذره ذره قلبت را پر می کند کم کم مثل ساقه ی مهر گیاه در تمام جانت می پیچد و ریشه می دواند،به طوری که بی آن نمی توانی تنفس کنی...


آن شب،یک شب پر ستاره نبود...یک شب زیبای بهاری نبود...یک شب آرام و مهتابی نبود،یک شب با هوای مطبوع و دل انگیز پاییزی نبود...فقط یک شب بود...یک شب سرد که او هم بود...او تنها عشق من بود!


شب ها که تو میای خونه خونه قشنگه "همخونه "

گاهی شب ها که دیر میای از این و اون دلگیر میای

من می میرم و زنده میشم تا تو برسی به خونه

شب ها که تو میای خونه خونه قشنگه " همخونه "


نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود

چگونه سایه ی سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود

نگاه کن تمام هستی ام خراب می شود

شراره ای مرا به کام می کشد

به اوج می برد،مرا به دام می کشد

نگاه کن تمام آسمان من پر از شهاب می شود.


یادت باشد!عاشق باش،عاشق بمان،عاشق بمیر... و عشق و تنها عشق انسان را انسان می کند.

منبع:همخونه

برچسب: نویسنده: عشق تاريخ: 11 / 1 / 1391 ساعت: 18:56

صفحه بندی