خیلی سخته بدونی روزای آخره،اون می خواد بره!
خیلی سخته بدون اون زندگی کردن،آخه اون نفسته؛آدم چطوری می تونه نفس نکشه اما زندگی کنه؟!نمیشه،به خدا نمیشه!
خیلی سخته از الآن به بعد فقط با خاطراتش زندگی کنی؛بگی یادش به خیر اون موقع ها...!
خیلی سخته همش یه بغضی تو گلوت باشه؛بغضی که از بس قورتش دادی داره بزرگ و بزرگ تر میشه!
خیلی سخته راه بری اما به اون فکر نکنی!
خیلی سخته ببینی قلبت داره آتیش می گیره اما هیچ کاری نمیتونی کنی!
خیلی سخته پیشش باشی اما بدونی هیچ وقت بهش نمی رسی!
خیلی سخته تو رویاهات بغلش کنی به امید اینکه یه روزی واقعی میشه اما واسه همیشه رویا بمونه!
خیلی سخته بهش بگی هیچ وقت تنهات نمیذارم اما بذاری چون نمی خوای اون سختی بکشه!
خیلی سخته ندونی از این به بعد کی می خواد مواظبش باشه،یعنی حواسش بهش هست؟اذیتش نمی کنه؟ناراحتش نمی کنه؟به حرفش گوش می کنه؟آخه اون وقتا حتی وقتی منو ناراحت می کرد،اذیت می کرد اگه یه چی می خواست سریع به حرفش گوش می دادم آخه نمی خواستم ناراحت بشه،آخه اون جون منه.کاش یه جوری با خبر می شدم که کی مواظب فرشته ی منه؟لیاقتشو داره؟
خدا جون من راضیم،هر چی تو بگی.فقط یه چند تا خواهش ازت دارم...
مواظبش باشیا.نکنه تنهاش بذاری،حتی واسه یه ثانیه.نکنه باهاش قهر کنی،اذیتش کنی.هروقت خواستی منو اذیت کن اما نذار حتی یه خار به پاش بره.خدا جون از عمر من بگیر بده به اون.من این دنیا رو بدون اون می خوام چی کار؟؟؟
" دلم پوسید با این همه سختی که توشه " ، " دلم گرفته از این همه دردی که توشه " " واسم عجیبه که چطوره اشکم خشک نمی شه..."
دوستت دارم
برچسب:
نویسنده: عشق