در خواب ، ميز كوچك صبحانه حاضر است
ساعت ، گرسنگی تو را می دهد نشــان
نـان در بـــغل گرفتــه پنــــــير سفــــــيد را
آمــاده استـاده كه بگـــذاريــــــــش دهــان
و چــای ، قنـــد توی دلـــش آب می شود
در انتـــظار اين كه بنـــــوشی كمی از آن
برچسب:
نویسنده: عشق