خرید بک لینک

بيست

آن نهايت غرور مدرسه

افتخار بچه ها

پادشاه سرزمين نمره ها

سايه ای كه هيچ وقت

روی كارنامه ام نمی نشست،

من رفوزه می شدم

جای من به اصطلاح

گوشه ی سياه كوزه ها

البته

جای دنج و ساكتی ست

خلوتی برای شعر و شاعری

دور

از سر و صدای هرچه بيست،

بگذريم

كارنامه ام هميشه گند بود

گوش من پر از صدای سرزنش:

-دور درس و مدرسه ازين به بعد

خط بكش!

-كو كجاست آن كتاب و كيف و دفترت؟

خاك بر سرت!

تنبل كلاس!

عاقبت

هيچ كاره هم نمی شوی

حيف آن لباس!

گاه هم صدای پند بود

درخيال من ولی

8ارتفاع كارنامه ام

قله بود

5 خنده دار و چاق و چله بود

2 شبيه 3

پله پله بود

7 من دو بال داشت

آرزوی پر كشيدنی محال داشت

1 درخت بود

گرچه باورش برای هم كلاسی ها

يا معلمم هميشه سخت بود

واقعا 4و6 دو جوجه نيستند؟

جوجه های كوچكی كه هر دو با

نوك طلاييشان

توی كارنامه ای كه هست

چند دانه ای -0- هم برايشان!

در كلاس

پشت نيمكت كه نه

روی پاره های ابر می نشستم و

شعر می نوشتم و

باد هم پای من نمی رسيد

از تمام درس ها

تك به تك

نمره های بد

نمره های تك

گاه صفر می گرفتم و

هيچ كس ولی به لحظه های من نمی رسيد

حسين تولايی

اعتراف:زبان۳ رو تو دبيرستان تك ماده كردم و خانواده هم كه نفهميدند.

پ ن -۱.چه روزايي بود.

برچسب: نویسنده: عشق تاريخ: 11 / 1 / 1391 ساعت: 18:38

صفحه بندی