خرید بک لینک

تو فریادتو ، تو بی صدا ترین صفحه دنیا برام جا میذاری ... می تونم صدای فریادت رو بشنوم ... می خندم ... نه به شادی یا به هرچی که بهش نزدیکه ، تلخ می خندم ...حقیقتای تلخی که این روزا خودمم نمی تونم دیگه انکارشون کنم ...

عزیز مهربونم ...

جوابت رو همین جا می ذارم ... شاید اینجا تنها جاییه که هیچی از توش پاک نمی شه و هیچی خاطره نمی شه ... اینجا حتی اگه صد سال دیگه هم بیاد و بره ، نوشته هاش تازه ان ... زخماش تازه و شادی هاش همیشه زیبا ...

آره حق با توئه ، فراموشی قانونه .. قانون شده .. اما خاطره ها بوجود نمی آن که فراموش بشن ... خاطره ها اگه فراموش شدنی بودن، خاطره نمی شدن .. میشدن مثل همه چیزایی که هر چی فکر میکنی یادت نمیاد ...

عزیز مهربونم .... تو هیچ وقت مهره نبودی .... نه یه زمانی نه هر زمانی ... تو همیشه عزیزی ..

برچسب: نویسنده: عشق تاريخ: 11 / 1 / 1391 ساعت: 18:34

صفحه بندی