خرید بک لینک
پاییز قشنگ من

کوله بارشو بست و رفت

برگای رنگارنگ

غم و غصه های هزار رنگ

سینه پر از درد و چشای پر از اشک

نگاه پر از انتظارو

بغضی که راه نفسش رو بسته

پاییزمن ، اگه کوله بارتو زمین بذاری

دلتنگیامو که سوا کنم ، باره شونه هات سبک میشه

وقتی درد میاد تو خونه دلت میشینه ، خدا خدا میکنی که دست از سر دلت ورداره

کم کم شروع میکنی به ناله کردن و بعدشم دیگه فقط چشمای بارونیه که میتونه آرومت کنه

بازم به هر حال یه نورامید هرچند کم ته دلت هست

اما...

اما اگه ضربه کاری باشه ، لال میشی

دیگه جایی واسه اشک و ناله باقی نمیمونه

یه بغض سنگین راه نفس کشیدنتو میبنده که دیگه دم نزنی

سکوتی تو دلت میشینه که دنیاتو فراموش کنی

اگه با اومدن درد ، هوای دلت پاییزی باشه

ترسه ازدست دادن همه دلخوشیات

چراغ امید رو ته دلت خاموش میکنه

فقط... وقتی انتظار تاریکی محض رو نداری ، دلت میشکنه

کمر احساست خم میشه...اشک چشات خشک میشه

لال میشی...بی نفس

برچسب: نویسنده: عشق تاريخ: 11 / 1 / 1391 ساعت: 18:34

صفحه بندی