چه رسم جالبی است،
محبتت را میگذارند پای احتیاجت ...
صداقتت را میگذارند پای سادگیت ...
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت ...
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت ...
و وفاداریت را پای بی کسیت ...
و آنقدر تکرار میکنند که خودت
باورت میشود که تنهایی و بیکـس و محتاج.....
.
.
دیگر نمی خواهم عاشق شوم
...
دلم را در جعبه ای می گذارم...
درش را محکم می بندم...
و رویش می نویسم :
این دل شکسته ؛ دیگر شکستنی نیست ...!.
.
پاورقی:سلامِ مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود بپرس چگونه شب ها را آسوده می خوابد ؟؟!
برچسب:
نویسنده: عشق
تاريخ: 11 / 1 / 1391 ساعت: 18:31