عاشقا ای عاشقا عشق من رنگ خزونه …… تب من رنگ شقایق تو یه دشت بی
نشونه**** هستی را یکسره باختم سوختن و موندن و ساختن…….. اول عاشقی اینه
اخر عاشقی اونه**** عاشقا ای عاشقا اون می گفت برام می میره ……اون که می گفت
از محبت تا منا از من بگیره ****دیگه تو نگاه گرمش واسه من حرفی نمونده ……بارون
محبتی نیست دیگه قلبش یه کویره ******روز و روزگاری داشتیم شوق انتظاری داشتیم
…..تویه شهر عاشقی ها پاییز و بهاری داشتیم****** تو دیار بی کسی ها گل ارزو می
کاشتیم……. باسه ی یه لحظه دیدن دل بی قراری داشتیم *****اشیونه را به هم ریخت
بازیه دست زمونه…... من یه سرگردون عاشق اون نمی خواد که بمونه *****تویه
چشماش نمی خونم قصه ها ی اشنایی ……من هنوز باور ندارم این دوتا چشما
همونه
برچسب:
نویسنده: عشق