خرید بک لینک

ای دوست٬

درازنای شب اندوهان را

از من بپرس

که در کوچه عاشقان تا سحرگاه،

رقصیده ام!

و طول راه جدایی را

از شیون عبث گام های من

بر سنگفرش حوصله ی راه

که همپای بادها

در شهر و کوه و دشت

به دنبال بوی تو

گردیده ام

و ساعت خود را

با کهنه ساعت متروک برج شهر،

میزان نموده ام!

ای مهربان

اندوه اگر که پنجه به قلبت زد،

تاری ز موی سپیدم

در عود سوز بیفکن

تا عشق را بر آستانه درگاه بنگری!

برچسب: نویسنده: عشق تاريخ: 12 / 1 / 1391 ساعت: 21:21

صفحه بندی