
قانون عاشقي
یه پسر با یه نگاه از یه دختر خوشش میاد و عشق اول از طرف اون شروع می شه و تا جایی كه زندگیشو پای عشقش می ذاره .
اما دختره حرفشو باور نمی كنه ، چون : یه چیزایی از قبل دیده و شنیده . تا دختره میاد حرف پسره رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته می شه و میره سراغ یكی دیگه .
بعد كه دختره تازه تونسته حرف پسره رو باور كنه ، میره طرف پسره ... اما پسره رو با یكی دیگه میبینه ... اینجاست كه می گه حدسم درست بود و پسر ها همه اینجورین ... و اون اشتباهی رو می كنه كه قبلا شنیده بود ... و همه چیز از بین میره و این قانون برای همه تكرار می شه ولی تقصیر كیه و مشكل اصلی چیه ؟!؟!؟!؟
ایرج
برچسب:
نویسنده: عشق