خرید بک لینک

بارون بارید

تو بارون اشک های چشمامو ندید

گرمی شونه هاشو از من گرفت

من موندم و یه تب شدید

من تنهام ، تو که قهری باهام ، نمونده تو سینه ات عشقی برام ، دیگه نمیمونی چشم به رام

به هم زدی ، عشقتو با من ، تصمیمتو گرفتی واقعا ، حالا من اسیر فاصله هام

من تنهام ، تو که قهری باهام ، نمونده تو سینه ات عشقی برام ، دیگه نمیمونی چشم به رام

به هم زدی ، عشقتو با من ، تصمیمتو گرفتی واقعا ، حالا من اسیر فاصله هام

بارون بارید

تو بارون اشک های چشمامو ندید

گرمی شونه هاشو از من گرفت

من موندم و یه تب شدید

***

من و شب و قلم و کاغذ و تنهایی با تو

من و شب هایی که نعره زدم تنهایی تا صبح

منو دست و پا گم کردم با یه لبخند تو

من که جواب دادم بدی رو با لبخند به تو

من و غم و قلبی که از دوریت کلافه است دیگه

من و شب های سردی که داره عذابم میده

من و تکرار شدن این روز و شب ها

منی که خسته شدم از این روز و شب ها

من و تحمل حرف های تو پشت سر من

من و نشوندن قافیه ها پشت سر هم

من و بغضی که توی صدام موندگار شد

تو و نفرینی که تا ابد مونده با تو

من و خاطراتی که توی عکس تکرار می شن

منی که نمیخوام برگردم به یک سال پیشم

من و شب و قلم و کاغذ و تنهایی با تو

بازم شب و قلم و کاغذ و تنهایی با تو

***

بارون بارید

تو بارون اشک های چشمامو ندید

گرمی شونه هاشو از من گرفت

من موندم و یه تب شدید

برچسب: نویسنده: عشق تاريخ: 11 / 1 / 1391 ساعت: 18:55

صفحه بندی