<no title> - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:48
دنیام تاریك نیست... سیاه نیست... شب نیست... اما غرق سكوته......
<no title> - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:48
بـُغضے دآرَمـ بــِﮧ بـُزُرگے ِ کـوه هـآو بــِﮧ رآسـِخـے ِ مـُحـکـَم بـودَنــِشـآن و...شـآنــِﮧ اے دآرَمـبــِﮧ وُجـود ِ بـآوَر ِ یــِک خیـآل
<no title> - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:48
نمـیـــدانـَم میــدانـی یـــا نـــــَه لحـظـِه ی تـــَولـُد مــَن بـــِه ثــانـیـه ای بـــَر میـگـَردد کـــِه تـــــو بــَرای اولــــین بــار گـــُفتـی: دوستــت دارم!
<no title> - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:48
پــآهــآیَـمـ ....بــﮧ پــآےجـاده رَفـتـدَستــآنَـمـ ....بــﮧ دَسـتِـ بــادنِگــآهَمـ.....دَر اِنتِظــآردَلــــــَم ....بــﮧ هَــوآے تــُـوَ مَـــטּ بَــرآے خــود هیـچـ نَدآرَمــ
<no title> - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:48
درمان ندارد...نزن !درد دارددادِ نگاهت...
kiss 17 - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:47
آنقدر پر توقع بودґ كهدلـґ جز به بودטּ هميشگى ات رضايتنمى داداما حالا!به جاטּ خودت قسـґ حتى به ديدنت از دور هـґراضى اґ!!!+ شايد اين ✘ آخريــטּ بوسه ❤ باشه
kiss 16 - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:47
راستى نگفتى لبهايت هَـґْمثل عشقتطعـґديگرے دارد؟!...+ شايد اين ✘ آخريــטּ بوسه ❤ باشه
kiss 15 - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:47
هر كسى اومد و يه يادگارےروے دلم نوشتولى رفت تا نفر بعدےبتونه يادگاريش رو بنويسهبيا جلوتو هم شروع كـטּ به نوشتـטּفقط يادت باشهاين آخريـטּ سطر باقى موندهدلمهاگه نوشتى بايد تا آخرش بمونى چوטּ ديگه جايى نموندهبراے نفر بعدے!...+ شايد اين ✘ آخريــטּ بوسه ❤ باشه
kiss 14 - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:47
به نبودنت فكر نمى كنـґچوטּ مى دونـґحتى فكر كردטּ بهش تنـґرو مى لرزونه+ شايد اين ✘ آخريــטּ بوسه ❤ باشه
kiss 12 - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:47
تجربه هاґ بهـґ ثابت كردטּكه هيچوقت نذارґ كسى كه دوسش دارґبفهمه كه دوسشدارґچوטּ اوטּ موقع چه بخواد چه نخواد بايدبره+ شايد اين ✘ آخريــטּ بوسه ❤ باشه
kiss 13 - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:47
براي اومدטּ و موندنت اشك نمىريزґچوטּ واسه هركى اشكريختـґيه روزي واسه رفتنش دستبه دعا شدґ!...+ شايد اين ✘ آخريــטּ بوسه ❤ باشه
kiss 11 - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:47
مى خواهـґ بادبادڪـى بسازґ و نامه اے از دلتنگى هايـґ را به آטּ بياويزґو در باد رهايش ڪـنـґتا به دستت برسد...اما حيف آنقدر فاصله بيـטּ مـטּ و تو زياد استڪـه مطمئنـґهيچ گاه نگاهت سطرهاےنامه اґ را نوازش نخواهد ڪـرد!...+ شايد اين ✘ آخريــטּ بوسه ❤ باشه
kiss 10 - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:47
ديگه به ايـטּ فكر نمى ڪـنـґ ڪـه نيستىمى خواґ به اين فڪـر ڪـنـґڪـه شايد يه روزےباشي....+ شايد اين ✘ آخريــטּ بوسه ❤ باشه
272 - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:44
هرزه می نامی...! span>دختری را.. span>که تار مویی بیرون روسری دارد...! span>یا سیگاری به دست...!! span>یا دست عاشقی در دست...!! ... ولی من.... span>هرزه تو را می خوانم...!! span>که هر سخن بی اساسی... span>با ذهن ات همبستر می شود...!! span>و افکاری این چنین... span>حرام زاده... span>در دامنت می پرورا...
271 - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:44
مـטּ یکـ دُختــَر ایــرانیـَم بـــــِــداטּ!حـَـواے کـَسـے نـمے شَوم کـﮧ بـﮧ هَــواے دیگرے بروَد تنهاییَم را با کَسے قِسمَتـْـ نمے کُنم کـﮧ روزے تَنهایـَمْ بگذارَد روح ِ خُداسْتــ کـﮧ دَر مَـטּ دَمیـده شُده وَ احسـاس نام گرفتـﮧ اَرزاטּ نمے فروشَمشْ دَستهایِم بــالیـטּ کودَکـِ فردایَـم خواهَـد شـُد ب...
270 - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:44
ماندن همیشه خوب نیست...span>رفتن هم همیشه بد نیست...span>گاهی رفتن بهتر است.گاهی باید رفت...span>باید رفت تا بعضی چیز ها بماند...span>اگر نروی هر انچه ماندنیست خواهد رفت...span>اگر بروی شاید با دل پر بروی و اگر بمانی با دست خالیخواهی ماند...span>گاهی باید رفت و بعضی چیزها که بردنی ست با خود برد...sp...
269 - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:44
بخندید..این پست اجباریه!باید بخندیspan>حتی کوتاه...+ من برگشتم جاي همتون خالي!
269 - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:44
من یاد گرفته ام " دوست داشتن دلیل نمی خواهد ..."span>ولی نمی دانم چرا ...span>خیلی ها ...span>و حتی خیلی های دیگر ...span>می گویند :" این روز ها ...span>دوست داشتنspan>دلیل می خواهد ... "span>و پشت یک سلام و لبخندی ساده ...span>دنبال یک سلام و لبخندی پیچیدهspan>دنبال گودالی از تعفن می گردند...span>ا...
268 - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:44
خدايا!من دلم قرصه!كسي غير از تو با مننيستخيالت از زمين راحت،كهحتي روز روشن نيستكسي اينجا نمي بينه،كهدنيا زير چشماتهيه عمره يادمونرفته،زمين دارِ مكافاتهفراموشم شده گاهي،كه اينپايين چه ها كردمكه روزي بايد ازاينجا،بازم پيش تو بگردمخدايا وقت برگشتن،يه كمبا من مدارا كنشنيدم گرمه آغوشتاگه ميشه منم جا كن!....
267 - تاریخ: 1391/1/12 ساعت: 21:44
مـــــــــنزخمــــــــهای بی نظیری به تــن دارم اما تـــــــــو مهــــربان تــــرینشان بودی ، عمیـــــقتــــرینشان ، عــــزیــــــــزتـــرینشان ! span>بعــد از تـــــــو آدم ها تنها خــــراشهای کوچکی بودند بــر پوستـــــم که هیچکـــــــدامشان به پای تـــــــــــو نــــــرسیــدند به قلبــــــمنــــــ...